انتظار شفاف سازی و نه چیزی دیگر

به قلم وکیل سید محسن حسینی پویا

سؤال نماینده محترم مردم تهران آقای دکتر محمود صادقی در صحن علنی مجلس شورای اسلامی، پیرامون حساب های منتسب به ریاست محترم قوه قضائیه، با کمال تعجب نه تنها تا کنون پاسخی شایسته و بایسته دریافت نکرده، بلکه گویا تنگناهایی نیز بر این نماینده ملت وارد آمده است!

بر این پایه، یادآوری دو نکته حقوقی و سپس استشهاد به دو واقعه تاریخی از صدر اسلام را خالی از فایده نمی داند:

نکته یکم. اگر یکی از نمایندگان ملت در راستای وظایف نمایندگی اش، با صراحت لهجه و شجاعت، از کارگزاران حکومتی درخواست شفاف سازی و رفع شبهه کند؛ نه شایعه به راه انداخته و نه اتهامی وارد کرده است. عکس العمل منطقی و قانونی در برابر چنین پرسشی، پاسخ روشنگرانه همراه با شواهد و مدارک است، نه آنکه این درخواست قانونی و مسؤولانه؛ «کمال وقاحت» یا پخش «شایعه» شمرده شده و پرسش نیز بدون پاسخ رها گردد؟!

نکته دوم. اگر  پرسش یا بیان نظرات مردم و نمایندگانشان خطاب به کارگزاران حکومتی؛ نشر اکاذیب، شایعه، تهمت، اتهام زنی و… به شمار رود؛ آنان چگونه می توانند به وظیفه قانونی، ملی و اجتماعی شان عمل کنند؟ در این صورت؛ آیا وظیفه امر به معروف و نهی از منکر متقابل مردم و دولت (اصل هشتم قانون اساسی) بی مسما نمی شود؟! و آیا حق نمایندگان در اظهار نظر در همه مسائل داخلی و خارجی کشور (اصل هشتاد و چهارم قانون اساسی) ساقط نمی شود؟! و آیا آزادی نمایندگان در ایفای وظایف نمایندگی و مصونیت ایشان از تعقیب یا توقیف (اصل هشتاد و ششم قانون اساسی) مهمل و لغو نمی گردد؟!

و اما اشاره به دو واقعه تاریخی از صدر اسلام:

واقعه یکم. خلیفه دوم با آن سخت گیری و هیبتی که داشت؛ روزی برای آزمودن وضعیت جامعه اسلامی از مردم پرسید: اگر شما دیدید که من از راه راست منحرف شدم، چه خواهید کرد؟یکی از مردم عادی از میان جمعیت فریاد زد اگر چنین شود با همین شمشیر راستت می کنیم! خلیفه از این پاسخ نه تنها به خشم نیامد، بلکه از شنیدن این پاسخ محکم و صریح شادمان شد (لو فعلت ذلک قومناک تقویم القدح! فقال عمر: أنتم إذا، أنتم إذا) [۱]. بنیانگذار جمهوری اسلامی پس از اشاره به همین واقعه تاریخی، چنین می گویند که: «باید اینطور باشد، باید مسلمان اینطور باشد که اگر هر که می خواهد باشد، خلیفه مسلمین و عرض بکنم هر که می خواهد باشد اگر دید پایش را کنار گذاشت شمشیرش را بکشد که پایت را راست بگذار»[۲].

واقعه دوم. سلمان فارسی، خلیفه دوم را دید که لباسی بر تن کرده که تهیه آن تنها با سهم دو نفر از بیت المال امکان پذیر است، ماجرا را از خلیفه پرسید و او پسرش عبدالله را شاهد گرفت که وی سهمش را به پدرش بخشیده تا بتواند چنین لباسی را تهیه کند [۳].  آیت الله نائینی با استناد به همین واقعه تاریخی، روشنگری و توضیح زمامدار -و نه تهدید، توبیخ، تعقیب و…- را برای مندفع کردن اعتراض ملت ضروری می داند [۴].

و پایان آنکه: تأکید می شود صداقت، امانت و درستکاری وزرا و رؤسای قوا در جمهوری اسلامی ایران مفروض است؛ لیکن پرسش و درخواست شفاف سازی و رفع شبهه، منافاتی با این مفروض ندارد. پس انتظار می رود کارگزاران جمهوری اسلامی نیز با احترام به قانون اساسی و رویه معمول در صدر اسلام، با پاسخ مستدل و مدلل روشنگری نمایند نه اینکه با تهدید یا توبیخ از پاسخ نیز غفلت نمایند.

افکار عمومی، بهترین هیأت منصفه است. پس باید جدی گرفته شود و برایش پاسخی قانع کننده داشت.

پی نوشت ها:

۱- التاریخ الکبیر، بخاری، ج۲، ص ۹۸-۹۹. همچنین: کنزالعمال، ج. ۵، ص. ۶۸۷ – ۶۸۸.

۲- صحیفه نور، ج. ۷، ص. ۳۵.

۳- ابن جوزی، سیره ابن خطاب، ص. ۱۲۷. به نقل از: داود فیرحی، آستانه تجدد در شرح تنبیه الامه و تنزیه المله، نشر نی، ۱۳۹۴، ص. ۱۵۳.

۴- محمد حسین نائینی، تنبیه الامه و تنزیه الملّه، تصحیح و توضیح سید محمود طالقانی، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۶۵، ص. ۱۶ و ۱۷

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا